محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

512

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) ( 341 - 341 / الف - 341 ب ) فرمان عمر دربارهء از شير گرفتن كرّه اسبها يا چرانيدن آنها در بصره بلاذرى ص 351 ؛ ابن سعد 7 / 1 ص 2 ، 3 ، 49 . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از بندهء خدا امير مؤمنان به مغيرة بن شعبه : درود بر تو ؛ من همراه تو آفريدگارى را مىستايم كه جز او خدايى نيست . امّا بعد : ابو عبد اللّه گفته است كه وى هنگام فرمانروايى ابن غزوان ( 1 ) ، در بصره به كشاورزى پرداخته و كرّه اسبان را در زمانى كه هيچ‌يك از مردم بصره از شير نمىگرفته‌اند ( يا نمىزايانيده‌اند ) ، از شير گرفته ( يا زايانيده ) ( 2 ) است . چه بينش نيكويى ! در راه كشاورزى و اسبان وى ، او را يارى ده ؛ زيرا كه من به او اجازهء كشاورزى داده‌ام . چنانچه زمين وى از زمينهاى خراج عجمان يا زمينى كه آب زمين خراج را به سوى آن بازگردانند ، نيست ، آن را به او واگذار و با وى جز به نيكى رفتار مكن . درود و رحمت و بركات خدا بر تو باد . معيقيب بن ابو فاطمه ، اين فرمان را در ماه صفر ، سال هفدهم ، نوشت . روايت ديگر ( بنگريد : ابن سعد ، ج 7 / 1 ص 2 - 3 ) . هنگامى كه عتبه سرگرم خطبهء خويش بود ، مردى فرمان عمر را براى وى آورد . در آن نوشته شده بود : امّا بعد : ابو عبد اللّه ثقفى گفته است كه وى در بصره اسبهايى را پرورش داده كه تاكنون هيچ كس چون او نكرده است . از اين رو ، هنگامى كه اين نوشتهء من به دست تو رسد ، وى را بنواز و در كارى كه از تو يارى مىخواهد ، ياريش ده . روايتى ديگر ( بنگريد : ابن سعد ، ج 7 / 1 ص 49 ) . ابو عبد اللّه نافع بن الحارث بن كلده . . . نخستين كس بود كه در بصره به چرانيدن ( پرورش ) اسب پرداخت و از عمر بن خطاب خواست كه زمينى را در آنجا به وى واگذارد . عمر به ابو موسى اشعرى نوشت كه ده جريب زمين را كه هيچ مسلمان يا هم پيمان مسلمانى در آن حقى نداشته باشد ، به وى دهد و او نيز چنين كرد . 1 . عتبة بن غزوان بن الحارث ، يكى از نخستين مهاجران بود . وى در پيكار بدر حضور داشت . شهر أبلّه را او گشود . او طرح ساختن شهر بصره را ريخت . وى به سال هفدهم هجرى در زمان خلافت عمر درگذشت ( المعارف ص 275 ) . - م . 2 . افتلاء : به هر سه معناى از شير گرفتن و كمك كردن بر زاييدن چهارپايان و چرانيدن آنها ، آمده است ( لسان 15 / 262 و 164 ) . - م .